تبلیغات
ادبیات فارسی 2 - ادبیات فارسی 2 شعر حمله حیدری درس سوم ص 12

ادبیات فارسی 2 شعر حمله حیدری درس سوم ص 12

نویسنده :علی باقری
تاریخ:یکشنبه 2 آذر 1393-10:57 ق.ظ

حمله ی حیدری درس سوم ص 12

1-همه ی پهلوانان برای تماشا ایستادند تا ببینند چه كسی اول جنگ را شروع می كند .    كینه در این جا یعنی جنگ

2- ناگهان عمرو آن جنگجو اسب خود را به حركت در آورد      ابرش = اسبش در این جا مطلق اسب   بر افشاند گرد = باحركت اسب گرد خاك به هوا برخاست

3- چو آن كوه آهن (منظور عمرو ) به میدان جنگ آمد تمام میدان جنگ مثل كوه آهنین گردید   (اغراق شاعرانه )

4- به میدان جنگ آمد و نفس تازه كرد بعد از آن برای خود حریفی خواست

5- حبیب خدا(منظور حضرت محمد (ص) به سوی مسلمانان نگاهی كرد

6- همه از ترس سر به گریبان فرو برده بودند ( به اندیشه فرو رفته بودند ) كسی جرأت نبرد با او را نداشت

7- به غیر از بازو و یاور دین شیر خدا (منظور حضرت علی (ع) )كه در خواست ِجنگ با آن اژدها را كرد

8- با عجله برای اجازه گرفتن پیش پیامبر آمد از او اجازه خواست ولی فرمانی و اجازه ای به او داده نشد

9-عمرو به سوی شیر خشمگین (علی ع ) روی نهاد و (حضرت علی (ع) ) آن پادشاهِ جنگجو به جلو او در آمد

10- از روی خشم به سوی هم حمله بردند و جایی برای صلح باقی نگذاشتند

11- آسمان از ترس آن جنگ رنگش پرید زیرا جنگ شیر و پلنگ ترسناك است

12-ابتدا آن تیره روز بخت برگشته بازوی مانند شاخه ی درخت خود را دراز كرد

13- حضرت علی (ع) سپر خود را بالای سر خود گرفت / عمرو شمشیر خود را بالا برد        علم كرد = بالا برد         آن اژدها منظور عمرو

14- و مانند كوه پایش را بر روی زمین فشار داد و از روی خشم دندان های خود را بر روی هم فشار داد

15- چون (عمرو ) به آرزوی دلخواه خود نرسید به همدیگر از دو طرف حمله كردند

16- چنان میدان جنگی فراهم آوردند كه روزگار چنان میدان جنگی را كم دیده است           آوردگاه = میدان جنگی

17- از بس در آن میدان گرد غبار به هوا بر خاست كه آن دو پهلوان ناپدید شدند

18- زره ها تكه تكه و لباس ها پاره پاره شدند سر وروی هر دو پهلوان را گرد و خاك پوشانده بود

19- آن دو چنان در راه و رسم ضربه زدن استاد بودند گویی كه هفتاد جنگ را پشت سر گذاشته اند .

20-شیر شجاع و جانشین پیغمبر و نهنگ دریای خداوند حضرت علی (ع)       غضنفر = شیر          بیت موقوف المعانی است

21- حضرت علی (ع) چنان به دشمن از روی خشم نظر كرد از ترس عمرو كارش ساخته شد .

22- پس دست خیبر شكن خود را بالا زد برای اینكه سر اورا ببرد قدم جلو گذاشت

23- بانام خدای آفریننده ی جهان شاه دین (حضرت علی (ع)) شمشیر را به زمین انداخت .

24- چون شیر خدا بر دشمن تیغ زد شیطان دو دستی بر سرش كفت

25- از چهره ی بت در هندوستان از ترس رنگ پرید و بت خانه ها در فرنگ (اروپا ) به لرزه در آمدند

26- شیر (منظور از علی (ع) ) تیغی بر گردن او زد و بدن بی سر او را به زمین انداخت

27- چون شمشیر حضرت علی بر گردن عمرو رسید سرش صد قدم آن طرفتر به زمین افتاد

 

                                                                                                                                                تهیه و تنظیم برگردان  شعر  علی باقری




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo
Online User